|
نقد دادگاه ویژه روحانیت
|
||
|
با گرایش به اخبار، اسناد، حقوق و خاطرات |
آخرین نوشته های ما را حتی در مورد نقد دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت را نیز می توانید فقط در آدرس زیر ببینید:
1_ دادگاههای مفاسد اقتصادی، باید علنی برگزار شود.
(تلتکست 20/9/1387، ص 285 و ایران)
2_ در مبارزه با مفاسد اقتصادی نتوانسته ایم اعتماد مردم را جلب کنیم.
(تلتکست، 20/9/1387، ص 294، ایران و ص 281، آفتاب یزد و ص 289، آفتاب یزد)
یادآوریهای ما:
1_ شفاف نشده که با آنکه در قانون اساسی و عادی نیز دادگاهها علنی است چرا چنین می شود که وزیر یاد شده، گوشزد کردن آن را لازم می بیند!
2_ آقای وزیر یاد شده، خیلی خوب بوده که دیرینه قضایی خودش را در دورانی که دادستان کل ویژه روحانیت بوده شفاف می کرده که آیا علنی شدن دادگاهها را می پسندید و یا نه؟ چون وزیر، از دولت نهم می باشد شفاف نشده که آیا دولت، خودش را در مبارزه با مفاسد اقتصادی، رو به پیش می بیند و یا نه؟
3_ قید زدن برای علنی شدن دادگاهها در مفاسد اقتصادی را شایسته تاکید نباید دانست! چون دادگاهها باید تمامی آنها جز مواردی که در قانون، رقم زده شده علنی باشد!
4_ باید تاکید وزیر را در راستای امنیتی شدن اعتماد مردم لااقل در مبارزه با مفاسد اقتصادی دانست ...
«... شهردار اسبق تهران، نحوه ورود به زندان برای آغاز دوران محکومیت سه ساله خود و رفتارهای زندانبانان را این گونه توضیح میدهد:
«تعداد زیادی ماشین تا مجتمع قضایی مرا بدرقه کردند. با هماهنگی قبلی، بچههای حراست جلو مجتمع نبودند. من ترجیح دادم از در جنوبی وارد شوم. نگاههای خالی از عطوفت و منطق را پشت سر گذاشتم؛ و[خودم] تنها وارد یک اتاق شدم.
قاضی اجرای احکام عمداً احترام نکرد؛ و از پشت میز بلند نشد. فقط سلامی کرد؛ و تعارف که بفرمائید: درها را ببندید، کسی وارد اتاق نشود ... سرخود را پائین انداخته و به کاری که معلوم است نمیکند مشغول بود. بعد از یک معطلی، پروندهای را برداشت.
قاضی گفت: «خوب پرونده آقای کرباسچی. شما[خطاب به کرباسچی] حکم را میدانید؟».
گفتم:«چیزی شنیدهام» و بعد با زحمت ورق زدن، حکم را پیدا کرد.
بعد از چند لحظه گفت: خیلی خوب آماده است. بفرمائید.
گفتم: کجا؟
گفت: زندان. قاضی گفت که نه، صبر کنید بنویسم. دو نفر مامور اجرا وارد شدند؛ و حکم را به آنها داد».
وی[کرباسچی] افزوده: «وارد دفتر زندان شدم. یک پاسبان و دو نفر لباس شخصی و یک خانم با حجاب کامل، کار فرم پرکردن، انگشت نگاری و عکس را انجام میدادند. آقای احمد زاده، رئیس زندان و معاونش آمدند و با احترام و تعارف راهی بند[زندانیان] شدم ... با سلام و علیک و ابراز خوشحالی به بند یک وارد شدم.
مقابل بند دادگاه ویژه روحانیت، سراغ آقای کدیور را گرفتم.
[بند محکومان و متهمان دارای قرار از سوی دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت] در بند مقابل است. در دو طبقه ساختمان که هفت اتاق و چند دستشویی و سه حمام و یک مسجد و حیاطی برای هواخوری دارد، 195 نفر جا گرفتهاند».
غلامحسین کرباسچی در ادامه نوشته است: ...
منبع ما: خاطرات کرباسچی از زندان اوین در سایت نواندیش 24 آبان
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=25626
یادآوری ما:
مدتی بوده که این دو واژه را می خواستم در روند دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت، دنبال کنم؛ اما ملاحظاتی، من را از آن دور کرده بود تا آنکه گفتار آ. فرهنگی(نماینده تبریز و اسکو) از کمیسیون فرهنگی مجلس را در ارتباط با تمدید قانون مجازات اسلامی دیدم! و همین را بهانه نوشتن دانستم!
بنا بر این: به زودی تاریخچه تحلیلی از روند شرع یا قانون با گرایش به آیین نامه دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت را در همین وبلاگ خواهید دید!
آقای ؟ محمدی پسند، مدیر دفتر دادیاری دوم در حوزه قضایی همدان(همدان، کردستان، کرمانشاه و ایلام ) در یک صحنه جانسوز تصادف اتومبیل با همسر و فرزندش، کوچ ابدی و خانوادگی کرد!
شاید همه آنانی که با حضرت آقای محمدی پسند، برخوردی داشتند گواهی دهند که او را باید نماد دین باوری و قانون محوری در دادسرای ویژه روحانیت دانست! او از استان همدان بود؛ و دارای لیسانس قضایی نیز بود!
یادآوری وبلاگ:
ملاقاتی در حارج چهارچوب اداری و قضایی که در محیط دادسرای ویژه روحانیت قم داشتم این خبر بزرگ و ماندنی را شنیدم! از جهت دیگری نیز افسوس خوردم و آن اینکه: امروز چهلمین روز کوچ گروهی این عزیز نیز بود که ما نیز از بهره مندی بزرگداشت سنتی او محروم ماندیم!
http://www.tabnak.ir/pages/index.php
یادآوری وبلاگ: در دوران حضور یاد شده در زندان مرکزی الوند همدان نیز خاطراتی هست که فرصت مناسب خودش را جستجو می کند! برخی از عبارات خبری تابناک نیز خیلی تابناک نیست!
نامبرده لابد در دادسرای ویژه روحانیت در حوزه قضایی همدان که چهار استان ایلام، کرمانشاه، کردستان و همدان را که مستقر در شهرستان همدان است تعقیب و کیفر قضایی شد!
البته در این گزارش لطیف تابناک نیز نیامده که مجازات صنفی ایشان، چه بوده؟ و تا چه اندازه با این جرم بزرگ اخلاقی، تناسب دارد؟!
دوم آنکه موردی که منجر به صدور رأی قطعی شده است چگونه اینهمه در گزارش تابناک، خصوصی تلقی شده است؟!
یادآوری وبلاگ: تاریخ تاسیس دادسرا و دادگاه ویژه را آنچنان در وبلاگ ما آورده شده، باید پذیرقت! چون تاریخچه بازگو شده در سایت پژوهشکده را کامل نمی دانیم!
همه اینها سبب آن شده که متن زیر را به سایت یاد شده، پیشنهاد کنیم:
"متن انتصاب دادستان کل ویژه روحانیت(آ. سلیمی) را هر چه گشته بودم در سایت شما پیدا نکردم! با آنکه آقایان فلاحیان و ری شهری و محسنی اژه ای را پیدا کرده بودم! بنا بر این می خواهیم بپرسم در چه روزی این متن مکتوب را در سایت قرار دادید. و اما پیشنهاد کلی اینجانب آن است که تاریخ آپ مطالب را نیز بیاورید از اتقان بیشتری برخوردار خواهد شد!"
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentArchive&service=1&cat=4&year=1384
و اما توضیح وبلاگ:
برای ما روشن نشده که اشتباه از ما بوده و یا آنکه در آن روز، پایگاه این متن را نداشت!
یکی از بهانه ها را باید اعتکاف ۲۷۱ روزه اکراهی و اجباری در جوار شهرستان همدان دانست! ...
|
|